تبلیغات
پرستاران بیرجند - جک های شیرین دانشجویی
تاریخ : دوشنبه 1 آبان 1391 | 10:51 قبل از ظهر | نویسنده : محمدعلی تركمان سلامی

*********

دانشجوی پسر + دانشجوی پسر = انتظار برای رسیدن ۲ دانشجوی دیگر جهت بازی حكم
دانشجوی دختر + دانشجوی پسر = عشق «تولید دانشجوی آینده»
دانشجوی دختر + دانشجوی دختر = غیبت از یه دانشجوی پسر

*** قانون پایستگی واحد : واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند ! 
 *** شیر یا خط دانشجویی :اگه شیر اومد میخوابم ! اگر خط اومد فیلم میبینم ! اگه راست ایستاد درس میخونم !!

*** من همه كتابامو2  دور کامل خوندم، توچطور؟
ستاد ایجاد وحشت میان دانشجویان

 

 

*** بوی شوم امتحان آیدهمی / یاد صفر مهربان آید همی

/ ما زتعلیم و تعلم خسته ایم / دل به امید تقلب بسته ایم /

 ما برای کسب مدرک آمدیم / نی برای درک مطلب آمدیم

 

 

          *** اولین سوال دخترا در شروع ترم:
               استاد منابع امتحانی چیا هست؟
                 پسرا از استاد در شروع ترم:
                  استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟

 

 

فرهنگ لغت دانشجویی

دانشجوی تازه وارد : هالوی خوش شانس
دانشجویان ساكن خوابگاه : جنگجویان كوهستان
دانشجویان پرسر و صدا = گروه لیان شان پو
دانشجوی پزشكی : به خاطر یك مشت دلار
خانواده دانشجویان : بینوایان
انتخاب درس افتاده : زخم كهنه
اولین امتحان : جدال با سرنوشت
مراقبین امتحان : سایه عقاب
تقلب : عملیات سری
روز دریافت كارنامه : روز واقعه
اعتراض دانشجو : بایكوت
اعتراض برای كیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
دانشجوی اخراجی : مردی كه به زانو در آمد
آینده تحصیل كرده : دست فروش
رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
دانشجویی كه تغییر رشته داده : بازنده
سرویس دانشگاه : اتوبوسی به سوی مرگ
كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان
ژتون فروشی : آژانس شیشه ای
علت نیافتن بعضی از دانشجویان : رابطه پنهان
التماس برای نمره : اشك كوسه
سوار شدن به اتوبوس : یورش
ترم آخر : بوی خوش زندگی
تسویه حساب : خط پایان
عمر دانشجو : بر باد رفته
مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت
ادامه تحصیل تا دكترا : دیدار در استانبول

 

********

دقت كرده‌اید آدم‌های تپل چقدر جذاب و تو دل برو اند؟

علتش واضح است.

طبق F = (G*m1*m2)/r^2،

جاذبه با جرم نسبت مستقیم دارد!

********

اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.

اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و
مهندس بی‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
(چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید)
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!

 

 

کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را
پر بکنیم

*********